compatibly

com·pat·i·bly/kəmˈpætəbli/
compatibleable to exist or work together without conflict-lyin a manner of
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): compatibleposition (جایگاه): end

قید — به‌طور سازگارانه

به‌طور سازگارانهبه طرز هماهنگ

به‌گونه‌ای که بتوانند بدون تضاد با هم وجود داشته باشند یا کار کنند.

In a way that is capable of existing or working together without conflict.

«نرم‌افزار به‌طور سازگارانه روی همه دستگاه‌های پشتیبانی‌شده اجرا می‌شود.»

The software runs compatibly on all supported devices.

«این دو ایده در این مدل به طور هماهنگ عمل می‌کنند.»

The two ideas function compatibly in this model.

تفاوت با واژه‌های مشابه
harmoniouslyهماهنگ

رایج. به معنای کار کردن خوب با هم بدون تضاد؛ در بیشتر زمینه‌ها قابل‌جایگزین است.

Common. Means working well together without conflict; interchangeable in most contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000