competitively

com·pet·i·tive·ly/kəmˈpɛtɪtɪvli/
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): competitiveposition (جایگاه): end

قید — رقابتی

رقابتیبه طور رقابتی

به روشی که مربوط به رقابت باشد؛ با هدف پیروزی یا بهتر بودن از دیگران.

In a way that relates to competition; with an aim to win or be better than others.

«او به طور رقابتی در مسابقات تنیس ملی شرکت کرد.»

She competed competitively in national tennis tournaments.

«شرکت‌ها برای قرارداد رقابتی قیمت دادند.»

The companies bid competitively for the contract.

تفاوت با واژه‌های مشابه
aggressivelyتهاجمی

اغلب برای توصیف رقابت شدید و قوی به کار می‌رود؛ همیشه در موقعیت‌های ملایم‌تر قابل تعویض نیست.

Often used to describe strong, forceful competition; not always interchangeable in less intense contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000