compulsion

com·pul·sion/kəmˈpʌlʃən/
noun (اسم)formal

اسم — اجبار

اجباروسوسه

انگیزه‌ای قوی و اغلب غیرقابل مقاومت برای انجام کاری؛ تمایل یا نیروی محرک رفتار.

A strong, often irresistible urge to do something; an impulse or force driving behavior.

«او حس اجبار داشت مرتب تلفن خود را چک کند.»

He felt a compulsion to check his phone constantly.

«اجبارها می‌توانند زندگی روزمره را مختل کنند.»

Compulsions can interfere with daily life.

تفاوت با واژه‌های مشابه
urgeتمایل

رایج. تمایل قوی برای انجام کاری که مشابه اجبار است اما کمتر شدید.

Common. A strong desire prompting action, similar to compulsion but less forceful.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000