در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کنترلشده یا اداره شده توسط کامپیوترها
Controlled or operated by computers
«بانک از سیستم کامپیوتری برای پیگیری حسابها استفاده میکند.»
“The bank uses a computerized system to track accounts.”
«ثبت دادههای کامپیوتری خطاها را کاهش میدهد.»
“Computerized records reduce errors.”
رایج. به معنی عملکرد خودکار است که اغلب توسط کامپیوتر است؛ اما واژهای کلیتر است.
Common. Means operated automatically, often by computers; coincides with computerized but more general.