computerized

com·pu·ter·ized/kəmˈpjuː.tə.raɪzd/
computeran electronic device for processing data-izeto make or become-edpast participle marker
adjective (صفت)formal

صفت — کامپیوتری

کامپیوتریرایانه‌ای

کنترل‌شده یا اداره شده توسط کامپیوترها

Controlled or operated by computers

«بانک از سیستم کامپیوتری برای پیگیری حساب‌ها استفاده می‌کند.»

The bank uses a computerized system to track accounts.

«ثبت داده‌های کامپیوتری خطاها را کاهش می‌دهد.»

Computerized records reduce errors.

تفاوت با واژه‌های مشابه
automatedخودکار

رایج. به معنی عملکرد خودکار است که اغلب توسط کامپیوتر است؛ اما واژه‌ای کلی‌تر است.

Common. Means operated automatically, often by computers; coincides with computerized but more general.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000