computerise

com·put·er·ise/kəmˈpjuː.tə.raɪz/
computerelectronic device for processing data-iseto cause to become
verb (فعل)commonpast (گذشته): computerisedpast participle (مفعولی): computerised-ing (حال): computerising3rd (سوم): computerises

فعل — رایانه‌ای کردن

رایانه‌ای کردنکامپیوتری کردن

مجهز کردن با رایانه‌ها یا تبدیل به استفاده از رایانه در سیستم یا فرایند.

To equip with computers or convert to use computers in a system or process.

«شرکت تصمیم گرفت سوابق خود را رایانه‌ای کند.»

The company decided to computerise its records.

«بیمارستان‌ها داده‌های بیماران را برای کارایی رایانه‌ای کرده‌اند.»

Hospitals have computerised patient data for efficiency.

تفاوت با واژه‌های مشابه
computerizeرایانه‌ای کردن

شکل املایی بریتیش؛ معنی و کاربرد یکسان.

British spelling variant; identical meaning and usage.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000