compute

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

com·pute/kəmˈpjuːt/
com-together, withputeto think, calculate (from Latin 'putare')
verb (فعل)formalpast (گذشته): computedpast participle (مفعولی): computed-ing (حال): computing3rd (سوم): computes

فعل — محاسبه کردن

محاسبه کردنمحاسبه نمودن

محاسبه کردن یا نتیجه‌ای را با استفاده از کامپیوتر یا روش‌های ریاضی به دست آوردن.

To calculate a result using a computer or by mathematical methods.

«نرم‌افزار به صورت خودکار هزینه کل را محاسبه می‌کند.»

The software computes the total cost automatically.

«او بهره‌ی پس‌اندازش را محاسبه کرد.»

She computed the interest on her savings.

تفاوت با واژه‌های مشابه
calculateمحاسبه کردن

رایج. وقتی به محاسبات ریاضی یا عددی مرتبط است با compute قابل جایگزینی است، مثلا 'calculate the sum.' compute معمولاً رسمی‌تر یا فنی‌تر و در زمینه‌های کامپیوتری بکار می‌رود.

Common. Interchangeable with 'compute' in contexts related to mathematics or numbers, e.g., 'calculate the sum.' 'Compute' is more formal or technical, often used in computing contexts.

figureمحاسبه کردن

غیررسمی. در موقعیت‌های غیررسمی مثل 'figure out the answer' جایگزین compute می‌شود ولی در زبان رسمی یا فنی مناسب نیست.

Informal. Can replace 'compute' in casual contexts like 'figure out the answer,' but not in formal or technical language.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000