conjures

con·jures/ˈkʌndʒərz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): conjuredpast participle (مفعولی): conjured-ing (حال): conjuring3rd (سوم): conjures

فعل — احضار کردن

احضار کردنبه ذهن آوردن

احضار یا به یاد آوردن انگار به‌واسطه جادویی؛ خلق یا تصور کردن.

To summon or bring to mind as if by magic; to create or imagine.

«جادوگر حیواناتی را از هوا ظاهر می‌کند.»

The magician conjures animals from thin air.

«داستان تصویری از گذشته به ذهن می‌آورد.»

The story conjures images of the past.

تفاوت با واژه‌های مشابه
evokesبرانگیختن

رایج. آوردن احساس یا خاطره به ذهن.

Common. To bring a feeling or memory to mind.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000