verb (فعل)commonpast (گذشته): evokedpast participle (مفعولی): evoked-ing (حال): evoking3rd (سوم): evokes
فعل — برانگیختن
برانگیختنبه یاد آوردنآوردن به ذهن
باعث یادآوری یا برانگیختن یک احساس، خاطره یا تصویر میشود
To bring a feeling, memory, or image into the mind
«موسیقی خاطرات کودکی را برمیانگیزد.»
“The music evokes childhood memories.”
«لبخندش احساس گرمی و مهربانی را برمیانگیزد.»
“Her smile evokes warmth and kindness.”