evokes

e·vokes/ɪˈvoʊks/
e-outvokecall
verb (فعل)commonpast (گذشته): evokedpast participle (مفعولی): evoked-ing (حال): evoking3rd (سوم): evokes

فعل — برانگیختن

برانگیختنبه یاد آوردنآوردن به ذهن

باعث یادآوری یا برانگیختن یک احساس، خاطره یا تصویر می‌شود

To bring a feeling, memory, or image into the mind

«موسیقی خاطرات کودکی را برمی‌انگیزد.»

The music evokes childhood memories.

«لبخندش احساس گرمی و مهربانی را برمی‌انگیزد.»

Her smile evokes warmth and kindness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000