در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به مجموعهای از اصول و قواعد تثبیت شده که بر یک دولت یا سازمان حاکم است.
Relating to an established set of principles governing a state or organization.
«دادگاه قانون را خلاف قانون اساسی اعلام کرد.»
“The court declared the law unconstitutional.”
«او در دانشگاه حقوق اساسی خواند.»
“He studied constitutional law at university.”
رسمی/حقوقی. به چیزی که توسط قانون (یک قانون مکتوب مصوب قوه مقننه) ایجاد شده باشد، اشاره دارد. 'قانون اساسی' به طور خاص به قانون اساسی یک کشور یا سازمان اشاره دارد. 'یک الزام قانونی' یعنی طبق قانون الزامی است. 'یک اصلاحیه قانون اساسی' مربوط به تغییر قانون اساسی است.
Formal/legal. Refers to something established by statute (a written law enacted by a legislative body). 'Constitutional' refers specifically to the constitution of a country or organization. 'A statutory requirement' means it's required by law. 'A constitutional amendment' relates to changing the constitution.
یک پیادهروی منظم، که معمولاً برای سلامتی یا تفریح انجام میشود.
A regular walk, typically taken for health or pleasure.
«او همیشه بعد از شام یک پیادهروی روزانه میکند.»
“He always takes a constitutional after dinner.”
«یک پیادهروی سریع و منظم میتواند بسیار نشاطآور باشد.»
“A brisk constitutional can be very refreshing.”
روزمره. به پیادهروی آرام و بیعجله، اغلب برای تفریح اشاره دارد. 'Constitutional' به پیادهروی عمدیتر و روتین برای سلامتی دلالت دارد. 'آنها در پارک قدم زدند' درست است. 'او هر صبح برای پیادهروی روزانهاش میرود' درست است.
Everyday. Implies a leisurely and unhurried walk, often for pleasure. 'Constitutional' suggests a more deliberate, routine walk for health. 'They took a stroll in the park' works. 'He goes for a constitutional every morning' works.