convulsively

con·vul·sive·ly/kənˈvʌlsɪvli/
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): convulsiveposition (جایگاه): end

قید — تکان‌دهنده

تکان‌دهندهشدیداً

به طرز تکان‌دهنده یا غیرقابل کنترل، مانند رعشه یا اسپاسم.

In a jerky or uncontrollable manner, like convulsions or spasms.

«او به طور تکان‌دهنده سرش را تکان داد.»

He convulsively shook his head.

«بیمار به طور شدید سرفه کرد.»

The patient coughed convulsively.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spasmodicallyاسپاسمی

رسمی. به معنی رخ دادن به صورت اسپاسم ناگهانی است.

Formal. Means occurring in sudden spasms or jerks.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000