cooped

/kuːpt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): coopedpast participle (مفعولی): cooped-ing (حال): cooping3rd (سوم): coops

فعل — محصور شده

محصور شدهمحدود شده

محدود یا محصور شده در فضای کوچک (شکل گذشته فعل coop).

Confined or trapped in a small space (past participle of 'coop').

«مرغ‌ها تمام زمستان در قفس بودند.»

The chickens were cooped up all winter.

«او در آپارتمان کوچک احساس زندانی بودن داشت.»

He felt cooped in the small apartment.

تفاوت با واژه‌های مشابه
confinedمحدود شده

رایج. به معنی محدود بودن در حد یا مرز مشخص؛ مشابه ولی کلی‌تر است.

Common. Means kept within boundaries or limits; similar but more general.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000