در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
محدود یا محصور شده در فضای کوچک (شکل گذشته فعل coop).
Confined or trapped in a small space (past participle of 'coop').
«مرغها تمام زمستان در قفس بودند.»
“The chickens were cooped up all winter.”
«او در آپارتمان کوچک احساس زندانی بودن داشت.»
“He felt cooped in the small apartment.”
رایج. به معنی محدود بودن در حد یا مرز مشخص؛ مشابه ولی کلیتر است.
Common. Means kept within boundaries or limits; similar but more general.