cooperates

co·op·er·ates/kəʊˈɒpəreɪts/
co-togetheroperateto work or act
verb (فعل)commonpast (گذشته): cooperatedpast participle (مفعولی): cooperated-ing (حال): cooperating3rd (سوم): cooperates

فعل — همکاری کردن

همکاری کردنهم‌کاری داشتن

با دیگران همکاری می‌کند تا به هدفی مشترک برسند.

Works together with others to achieve a common goal.

«او به خوبی با هم‌تیمی‌هایش همکاری می‌کند.»

She cooperates well with her teammates.

«شرکت‌ها باید برای بهبود استانداردها همکاری کنند.»

Companies must cooperate to improve standards.

تفاوت با واژه‌های مشابه
collaborateهمکاری کردن

رسمی. اغلب برای کار مشترک روی پروژه یا وظیفه کاربرد دارد.

Formal. Often used for working jointly on a project or task.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000