copy

cop·y/ˈkɒp.i/
1noun (اسم)commonplural (جمع): copies

اسم — نسخه

نسخهرونوشتکپی

چیزی که به طور دقیق یا بسیار شبیه چیز دیگری ساخته شده است.

A thing made to be very similar or identical to another.

«یک نسخه از کتاب جدید خریدم.»

I bought a copy of the new book.

«او یک رونوشت قرارداد دارد.»

She keeps a copy of the contract.

تفاوت با واژه‌های مشابه
duplicateرونوشت

رسمی. معمولاً برای تکثیرهای دقیق فیزیکی یا دیجیتال به کار می‌رود؛ مخصوصاً در زمینه‌های رسمی یا فنی جایگزین copy می‌شود.

Formal. Often used for exact physical or digital reproductions; can replace 'copy' especially in official or technical contexts, e.g. 'duplicate document'.

replicaنسخه‌ی مشابه

رسمی/ادبی. به بازسازی دقیق، معمولاً در هنر یا کلکسیون‌ها اشاره دارد؛ معمولاً برای اسناد عمومی استفاده نمی‌شود.

Formal/literary. Refers to a careful reproduction, often in art or collectibles; usually not used for general documents.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): copiedpast participle (مفعولی): copied-ing (حال): copying3rd (سوم): copies

فعل — رونوشت کردن

رونوشت کردنکپی کردننسخه برداری کردن

ساختن نسخه‌ای مشابه یا دقیقاً یکسان از چیزی.

To make a similar or identical version of something.

«لطفاً فایل را روی دسکتاپ‌ات کپی کن.»

Please copy the file to your desktop.

«او متن را از کتاب رونوشت کرد.»

She copied the text from the book.

تفاوت با واژه‌های مشابه
duplicateرونوشت کردن

رسمی/فنی. هنگام تأکید بر تکثیر دقیق، به ویژه برای اسناد یا فایل‌ها، با copy قابل تعویض است.

Formal/technical. Interchangeable with 'copy' when emphasizing exact reproduction, especially for documents or files.

replicateکپی دقیق کردن

رسمی/علمی. برای تکرار آزمایش‌ها یا بازسازی‌های دقیق به کار می‌رود؛ در مکالمات روزمره کمتر استفاده می‌شود.

Formal/scientific. Used when repeating experiments or precise reproductions; less common in everyday contexts.

متضادها
3noun (اسم)common

اسم — متن تبلیغاتی

متن تبلیغاتیمحتوای تبلیغاتی

متن یا محتوا که برای چاپ یا پخش آماده شده است.

Text or material produced for publication or broadcast.

«متن تبلیغاتی بسیار قانع‌کننده بود.»

The ad copy was very persuasive.

«او متن سایت را نوشت.»

She wrote the copy for the website.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scriptمتن

رایج/رسمی. معمولاً به متن نمایشنامه، پخش یا تبلیغات اشاره دارد؛ وقتی منظور متن آماده برای رسانه است جایگزین copy می‌شود.

Common/formal. Usually means text for plays, broadcasts, or ads; can replace 'copy' when referring to prepared text for media.

textمتن

رایج. واژه عمومی برای محتوای کتبی؛ زمانی که مطلب کتبی مورد نظر است معمولاً جایگزین copy می‌شود.

Common. General term for written content; interchangeable with 'copy' mainly when emphasizing the written part.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000