corded

cord·ed/ˈkɔːrdɪd/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more cordedsuperlative (عالی): most corded

صفت — کوردباف

کوردبافطنابی

ساخته شده با رشته‌ها یا دارای ظاهری شبیه طناب، به‌ویژه در پارچه.

Made with cords or having cord-like texture or appearance, especially in fabric.

«پارچه کوردباف مقاوم و شیک است.»

The corded fabric is durable and stylish.

«او شلوار کوردباف به مراسم پوشید.»

He wore corded pants to the event.

تفاوت با واژه‌های مشابه
texturedبافت‌دار

صفت عمومی برای پارچه‌ها یا سطوح با حس خاص، مشابه اما گسترده‌تر از corded.

General adjective for fabrics or surfaces with a distinct feel, similar but broader than corded.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000