textured

tex·tured/ˈtɛkstʃərd/
texturethe feel or appearance of a surface-edhaving the quality of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more texturedsuperlative (عالی): most textured

صفت — بافت‌دار

بافت‌داردارای بافت

دارای سطحی ناهموار یا با الگو یا احساسی خاص.

Having a surface that is uneven or has a particular pattern or feel.

«دیوار دارای پایان‌بندی با بافت است.»

The wall has a textured finish.

«پارچه‌های با بافت در مد محبوب هستند.»

Textured fabrics are popular in fashion.

تفاوت با واژه‌های مشابه
roughزبر

رایج. توصیف سطوح ناهموار یا خشن.

Common. Describes uneven or coarse surfaces.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000