texture

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

tex·ture/ˈtɛkstʃər/
noun (اسم)common

اسم — بافت

بافتساختار سطح

حس یا ظاهر سطح یا ماده‌ای.

The feel or appearance of a surface or substance.

«این پارچه بافت خشن دارد.»

“The fabric has a rough texture.”

«بافت بر احساس غذا در دهان تاثیر می‌گذارد.»

“Texture affects how food feels in the mouth.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
grain— دانه‌بندی

رسمی/فنی. معمولاً در مورد چوب یا پارچه به کار می‌رود؛ مشابه اما همیشه قابل تعویض نیست.

Formal/technical. Often used for wood or fabric surfaces; similar but not always interchangeable.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000