در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نوعی چرم دانه ریز به رنگ قرمز مایل به ارغوانی که اصالتاً از پوست بز در کوردوبای اسپانیا تهیه میشد، اما اکنون معمولاً از پوست اسب است.
A fine-grained, purplish-red leather, originally made from goatskin in Cordoba, Spain, but now typically from horsehide.
«او کفشهای کوردوان خود را آنقدر برق انداخت که درخشیدند.»
“He polished his cordovan shoes until they gleamed.”
«کیف پول کوردوان بسیار بادوام بود.»
“The cordovan wallet was very durable.”
داشتن رنگ قرمز مایل به ارغوانی خاص چرم کوردوان.
Having the characteristic purplish-red color of cordovan leather.
«او برای کیف دستی جدیدش یک طیف رنگ کوردوان انتخاب کرد.»
“She chose a cordovan shade for her new handbag.”
«جلد کوردوان رنگ کتاب قدیمی به خوبی حفظ شده بود.»
“The cordovan binding on the old book was well preserved.”