cordless

cord·less/ˈkɔːdləs/
corda rope or wire-lesswithout
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): cordlesssuperlative (عالی): most cordless

صفت — بی‌سیم

بی‌سیمبدون سیم

بدون اتصال سیم یا کابل؛ بی‌سیم.

Not connected by a wire or cord; wireless.

«برای راحتی تلفن بی‌سیم خریدم.»

I bought a cordless phone for convenience.

«ابزارهای بدون سیم استفاده در فضای باز را آسان‌تر می‌کنند.»

Cordless tools are easier to use outdoors.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wirelessبی‌سیم

رایج. معمولاً به اتصالات رادیویی یا اینترنت اشاره دارد؛ تا حدودی قابل تعویض با cordless برای دستگاه‌ها.

Common. Usually refers to radio or internet connections; partly interchangeable with cordless for devices.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000