در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مادهای سبک، شناور، ارتجاعی و نفوذناپذیر، پوستهی ضخیم بیرونی درخت بلوط چوبپنبهای که برای درپوش، عایقکاری و مصارف دیگر استفاده میشود.
A light, buoyant, elastic, and impervious material, the thick outer bark of the cork oak, used for stoppers, insulation, and other purposes.
«او چوبپنبه را از بطری شراب بیرون کشید.»
“She pulled the cork out of the wine bottle.”
«چوبپنبه یک ماده طبیعی و پایدار است.»
“Cork is a natural and sustainable material.”
چیزی را با چوبپنبه مسدود کردن یا درپوش گذاشتن.
To stop up with a cork.
«یادت باشد بطری شراب را محکم چوبپنبه بزنی.»
“Remember to cork the wine bottle tightly.”
«او شیشه را چوبپنبه زد تا محتویات آن تازه بماند.»
“He corked the jar to keep the contents fresh.”
روزمره. 'درپوش گذاشتن' یک مترادف مستقیم است که اغلب برای آببندی بطریها یا ظروف استفاده میشود. 'بطری را چوبپنبه بزن' و 'بطری را درپوش بگذار' در صورتی که منظور استفاده از چوبپنبه باشد، تقریباً قابل تعویض هستند. 'Stopper' میتواند به یک درپوش عمومی نیز اشاره کند، نه فقط چوبپنبه.
Everyday. 'Stopper' is a direct synonym, often used for sealing bottles or containers. 'Cork the bottle' and 'Stopper the bottle' are largely interchangeable when referring to using a cork specifically. 'Stopper' can also refer to a general plug, not just cork.
روزمره/کلی. 'آببندی کردن' یک اصطلاح گستردهتر برای محکم بستن چیزی برای جلوگیری از نشت یا ورود است که چوبپنبهگذاری این کار را انجام میدهد. 'بطری را چوبپنبه بزن تا آببندی شود' یک کاربرد رایج است. 'پاکت را آببندی کن' درست است، اما 'پاکت را چوبپنبه بزن' استفاده نمیشود.
Everyday/general. 'Seal' is a broader term for closing something tightly to prevent leakage or entry, which corking achieves. 'Cork the bottle to seal it' is a common usage. 'Seal the envelope' works, but you wouldn't 'cork an envelope'.