corkboard

cork·board/ˈkɔːrk.bɔːrd/
corkbark of cork oak used as a materialboardflat panel
noun (اسم)commonplural (جمع): corkboards

اسم — تخته چوب پنبه‌ای

تخته چوب پنبه‌ایتابلوی یادداشت

تخته‌ای ساخته شده از چوب پنبه که یادداشت یا تزئینات روی آن سنجاق می‌شوند

A board made of cork used to pin notes or decorations.

«او یادداشتی را روی تخته چوب پنبه‌ای سنجاق کرد.»

She pinned a note on the corkboard.

«تخته چوب پنبه‌ای پر از یادآوری‌ها است.»

The corkboard is full of reminders.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000