adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): corniersuperlative (عالی): corniest
صفت — مبتذلترین
مبتذلترینکودکانهترینسطحیترین
بیشترین حد احساساتی، مبتذل یا سادهلوحانه که ممکن است باعث سرگرمی یا شرمساری شود
Most sentimental, cheesy, or overly simple in a way that may cause amusement or embarrassment.
«آن جوک مبتذلترین جوکی بود که تا به حال شنیدهام.»
“That was the corniest joke I've ever heard.”
«او مبتذلترین داستان را در مهمانی تعریف کرد.»
“He told the corniest story at the party.”
تفاوت با واژههای مشابه
cheesiest— مضحکترین
غیررسمی. در بسیاری موارد به معنی خیلی احساساتی یا احمقانه قابل جایگزین است.
Informal. Interchangeable in many spoken contexts to mean overly sentimental or silly.