cosmetic

cos·met·ic/kɒzˈmɛtɪk/
cosmet-relating to adornment or beauty-icforming adjectives, pertaining to
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more cosmeticsuperlative (عالی): most cosmetic

صفت — آرایشی

آرایشیزیبایی

مرتبط با محصولات یا روش‌هایی که برای زیباتر شدن ظاهر استفاده می‌شوند و تأثیری روی سلامت ندارند.

Relating to products or treatments intended to improve appearance without affecting health.

«او هر ماه محصولات آرایشی می‌خرد.»

She buys cosmetic products every month.

«جراحی‌های زیبایی می‌توانند ظاهر فرد را بهبود دهند.»

Cosmetic surgery can enhance a person’s looks.

تفاوت با واژه‌های مشابه
beautifyingزیباساز

رسمی یا خنثی. زمانی که به بهتر کردن ظاهر اشاره دارد جایگزین می‌شود، ولی کمتر رایج است و معمولاً در زمینه‌های فنی یا محصولات به کار می‌رود.

Formal or neutral. Interchangeable when emphasizing improving appearance but less common overall. Used mostly in technical or product contexts.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): cosmetics

اسم — لوازم آرایشی

لوازم آرایشیمحصول آرایشی

محصولی که برای بهبود یا تغییر ظاهر صورت یا بدن استفاده می‌شود.

A product used to enhance or alter the appearance of the face or body.

«او لوازم آرایشی طبیعی را بیشتر از شیمیایی ترجیح می‌دهد.»

She prefers natural cosmetics over chemical ones.

«فروشگاه محصولات مراقبت از پوست و لوازم آرایشی می‌فروشد.»

The store sells skin care and cosmetic items.

تفاوت با واژه‌های مشابه
makeupآرایش

رایج و غیررسمی. فقط وقتی درباره محصولات آرایش صورت باشد قابل جایگزین است و شامل تمام انواع لوازم آرایشی نمی‌شود.

Common and informal. Can replace cosmetic mainly when referring to face makeup products, not all cosmetic types.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000