cosy

/ˈkəʊzi/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): cosiersuperlative (عالی): cosiest

صفت — دنج

دنجراحت

راحت، گرم و دلپذیر.

Comfortable, warm, and inviting.

«اتاق کوچک اما دنج بود.»

The room was small but cosy.

«او کنار آتش روی یک صندلی راحت نشست.»

She sat by the fire in a cosy chair.

تفاوت با واژه‌های مشابه
comfortableراحت

رایج. معنی مشابه؛ وقتی به راحتی اشاره دارد می‌تواند جایگزین cosy شود.

Common. Similar meaning; can replace cosy when referring to comfort.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000