counseled

coun·seled/ˈkaʊn.səld/
verb (فعل)commonpast (گذشته): counseledpast participle (مفعولی): counseled-ing (حال): counseling3rd (سوم): counsels

فعل — مشورت دادن

مشورت دادنراهنمایی کردن

مشاوره دادن یا راهنمایی کردن

gave advice or guidance

«او به او توصیه کرد صبور باشد.»

She counseled him to be patient.

«آن‌ها به دانش‌آموزان درباره انتخاب شغل مشورت دادند.»

They counseled the students on career choices.

تفاوت با واژه‌های مشابه
advisedنصیحت کرد

متداول است. در زمینه دادن نصیحت به طور کلی قابل تعویض است.

Common. Generally interchangeable in contexts of giving advice.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000