در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
که از شجاعت بیبهره باشد؛ ترسو.
Showing lack of courage; cowardly.
«امتناع ترسویانهاش به تیم هزینه زیادی تحمیل کرد.»
“His cowardy refusal cost the team dearly.”
«آن عمل به عنوان یک تسلیم ترسوانه دیده شد.»
“The act was seen as a cowardy surrender.”
رایج. به معنی خجالتی یا بیجرئت است؛ در بسیاری موارد قابل تعویض، اما 'cowardy' کمتر استفاده میشود و ضعف اخلاقی را بیشتر تأکید میکند.
Common. Means shy or lacking courage, interchangeable in many contexts but 'cowardy' is rare and emphasizes moral weakness.