در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قاب فلزی با نوکهای تیز که به کفش وصل میشود و به حرکت روی برف و یخ کمک میکند
A metal frame with spikes attached to footwear to aid walking on ice or snow
«کوهنوردان روی دامنههای یخی کرامپون به پا میکنند.»
“Mountaineers wear crampons on icy slopes.”
«کرامپون به او کمک کرد بهطور ایمن بالا برود.»
“The crampons helped her climb safely.”