cray

/kreɪ/
noun (اسم)informalplural (جمع): crays

اسم — راک‌خرچنگ

راک‌خرچنگکرافیش

یک نوع سخت‌پوست کوچک که در آب شیرین زندگی می‌کند.

A small freshwater crayfish.

«او در رودخانه یک راک‌خرچنگ گرفت.»

He caught a cray in the river.

«راک‌خرچنگ زیر سنگ‌ها پنهان می‌شود.»

The cray hides under rocks.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000