crawls

/krɔːlz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): crawledpast participle (مفعولی): crawled-ing (حال): crawling3rd (سوم): crawls

فعل — خزیدن

خزیدنچهار دست و پا رفتن

به آرامی روی دست و زانو یا نزدیک زمین حرکت کردن.

Moves slowly on hands and knees or close to the ground.

«بچه روی زمین چهار دست و پا می‌رود.»

The baby crawls across the floor.

«او از زیر حصار خزید.»

He crawled under the fence.

تفاوت با واژه‌های مشابه
creepsخزیدن

معنی مشابه ولی ممکن است حرکت بی‌صدا یا پنهانی‌تر را نشان دهد.

Similar meaning but can imply a stealthier or quieter movement.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000