crawl

/krɔːl/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): crawledpast participle (مفعولی): crawled-ing (حال): crawling3rd (سوم): crawls

فعل — چهار دست و پا رفتن

چهار دست و پا رفتنخزیدن

حرکت کردن با استفاده از دست‌ها و زانوها یا کشیدن بدن روی زمین.

To move forward on hands and knees or by dragging the body close to the ground.

«کودک در حال یادگیری چهار دست و پا رفتن است.»

The baby is learning to crawl.

«حلزون‌ها به آرامی روی برگ‌ها خزیده‌اند.»

Snails crawl slowly over the leaves.

تفاوت با واژه‌های مشابه
creepخزیدن

روزمره. حرکت آرام نزدیک زمین است اما معمولاً خزیدن بی‌صدا یا مخفیانه است.

Everyday. Similar slow movement near the ground, but 'creep' often implies quiet or secretive movement; 'crawl' emphasizes the physical mode of moving on hands and knees.

متضادها
2noun (اسم)common

اسم — حرکت خزنده

حرکت خزندهخزش

حرکت آرام یا عمل چهار دست و پا رفتن.

A slow movement or act of crawling.

«او به آرامی به سمت خروج چهار دست و پا رفت.»

He made a slow crawl towards the exit.

«حرکت خزنده چند دقیقه‌ای طول کشید.»

The crawl took him several minutes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
creepخزش

حرکت آرام نزدیک زمین که اغلب به معنی بی‌صدا یا مخفیانه است.

Similar slow movement near the ground, often implying quietness or secrecy.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000