craw

/krɔː/
noun (اسم)informal

اسم — گلو

گلومعده

اصطلاح غیررسمی برای گلو یا معده فرد، به‌خصوص در زمینه ناراحتی یا گرسنگی.

Informal term for a person's throat or stomach, especially relating to discomfort or hunger.

«آن توهین تمام روز در گلویم گیر کرده بود.»

That insult stuck in my craw all day.

«از پرخوری معده‌ام ناراحت است.»

My craw is upset from eating too much.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000