cravenly

cra·ven·ly/ˈkreɪvənli/
cravencowardly-lyin a manner of
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): cravenposition (جایگاه): middle

قید — بزدلانه

بزدلانهترسانه

به صورت بزدلانه یا ترسان

In a cowardly or fearful manner

«او بزدلانه از کار سخت اجتناب کرد.»

He cravenly avoided the difficult task.

«آن‌ها بزدلانه از میدان جنگ فرار کردند.»

They ran cravenly from the battle.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fearfullyبا ترس

رایج. به ترس اشاره دارد ولی همیشه دلالت بر بزدلی ندارد.

Common. Indicates being afraid but not always with moral judgment of cowardice.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000