adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): cravenposition (جایگاه): middle
قید — بزدلانه
بزدلانهترسانه
به صورت بزدلانه یا ترسان
In a cowardly or fearful manner
«او بزدلانه از کار سخت اجتناب کرد.»
“He cravenly avoided the difficult task.”
«آنها بزدلانه از میدان جنگ فرار کردند.»
“They ran cravenly from the battle.”
تفاوت با واژههای مشابه
fearfully— با ترس
رایج. به ترس اشاره دارد ولی همیشه دلالت بر بزدلی ندارد.
Common. Indicates being afraid but not always with moral judgment of cowardice.