bravely

brave·ly/ˈbreɪvli/
braveshowing courage-lyin a manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): braveposition (جایگاه): end

قید — شجاعانه

شجاعانهبزرگ‌منشانه

به گونه‌ای که شجاعت را نشان دهد و بدون ترس با خطر روبه‌رو شود.

In a manner showing courage and facing danger without fear.

«او شجاعانه از دوستش دفاع کرد.»

She bravely defended her friend.

«آن‌ها با شجاعت در برابر مشکلات جنگیدند.»

They fought bravely against the odds.

تفاوت با واژه‌های مشابه
courageouslyبا شجاعت

رسمی. در زمینه تأکید بر جسارت بجای bravely قابل استفاده است، مثلاً «او با شجاعت با چالش روبه‌رو شد». هم در صحبت و هم نوشتار کاربرد دارد.

Formal. Interchangeable with 'bravely' in contexts emphasizing boldness, e.g., 'She courageously faced the challenge.' Works well in speech and writing.

fearlesslyبی‌باکانه

رایج/نسبتا خنثی. به معنی مشابه bravely ولی بیشتر روی نبود ترس تأکید دارد. در بیشتر موقعیت‌ها قابل جایگزینی است، مثل «او بی‌باکانه وارد اتاق تاریک شد.»

Common/neutral. Similar to 'bravely' but stresses absence of fear more directly. Can replace 'bravely' in most contexts, e.g., 'He fearlessly entered the dark room.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000