braved

/breɪvd/
braveshow courage-edpast tense
verb (فعل)commonpast (گذشته): bravedpast participle (مفعولی): braved-ing (حال): braving3rd (سوم): braves

فعل — شجاعت به خرج دادن

شجاعت به خرج دادندل به دریا زدن

گذشته فعل brave: با شجاعت با چیزی سخت یا خطرناک روبرو شدن یا تحمل کردن.

Past tense of 'brave': to face or endure something difficult or dangerous with courage.

«او برای نجات کودک در برابر طوفان ایستادگی کرد.»

She braved the storm to save the child.

«آنها با هم هوای سرد را تحمل کردند.»

They braved the cold weather together.

تفاوت با واژه‌های مشابه
faceروبرو شدن

رایج. یعنی مواجه شدن، مشابه brave اما همیشه شجاعت را تاکید نمی‌کند.

Common. Means to confront, similar to brave, without necessarily implying courage level.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000