brassy

bras·sy/ˈbræsi/
brassmetal alloy-yhaving qualities of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): brassiersuperlative (عالی): brassiest

صفت — صدادار

صدادارنمایشی

دارای ویژگی بلند، زننده یا نمایشی، اغلب در صدا یا ظاهر.

Having a loud, harsh, or showy quality, often in sound or appearance.

«صدای بلند و زنندهٔ او در گروه کر برجسته بود.»

Her brassy voice stood out in the choir.

«گروه جاز موسیقی صدادار اجرا کرد.»

The jazz band played brassy music.

تفاوت با واژه‌های مشابه
loudبلند

رایج. برای توصیف ویژگی‌های پرصدا یا جلب توجه قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable to describe noisy or attention-grabbing qualities.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000