brassed off

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/bræst ɔf/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more brassed offsuperlative (عالی): most brassed off

صفت — کلافه

کلافهعصبانی

از چیزی کلافه، عصبانی یا به‌شدت خسته شده است.

Annoyed, fed up, or angry.

«از این تأخیرها کلافه‌ام.»

I'm brassed off with these delays.

«او تمام روز عصبانی بود.»

She was brassed off all day.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000