brasses

bras·ses/ˈbræsɪz/
noun (اسم)commonplural (جمع): brasses

اسم — سازهای برنجی

سازهای برنجیاشیای برنجی

سازهای موسیقی ساخته شده از فلز برنج یا اشیاء ساخته شده از برنج.

Musical instruments made of brass metal, or brass metal objects.

«سازهای برنجی ارکستر با صدای بلند نواختند.»

The orchestra's brasses played loudly.

«او اشیای برنجی ساعت قدیمی را تمیز کرد.»

He polished the brasses on the old clock.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000