در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به شکلی جسورانه، گستاخانه یا خودنمایانه، که اغلب نزدیک به بیادبی یا پررویی است.
In a bold, impudent, or showy manner, often bordering on being rude or presumptuous.
«او گستاخانه پاسخ داد و عواقب آن را نادیده گرفت.»
“She answered brassily, ignoring the consequences.”
«سیاستمدار با گستاخی از سیاستهای بحثبرانگیز خود دفاع کرد.»
“The politician brassily defended his controversial policies.”
متداول. به انجام کاری به شیوه جسورانه یا با اعتماد به نفس اشاره دارد. 'Boldly' میتواند مثبت یا منفی باشد، در حالی که 'brassily' تقریباً همیشه به جسارتی منفی و گستاخانه دلالت دارد. میتوانید برای نجات کسی 'boldly' عمل کنید، اما نه 'brassily'.
Common. Describes acting in a daring or confident way. 'Boldly' can be positive or negative, whereas 'brassily' almost always implies a negative, presumptuous boldness. You can act 'boldly' to save someone, but not 'brassily'.
به شکلی که از نظر رنگ یا صدا شبیه برنج باشد؛ با صدایی فلزی و خشن.
In a manner resembling brass in color or sound; harshly metallic.
«شیپور قدیمی با صدای برنجی و تقریباً دردناک بلند مینواخت.»
“The old trumpet played brassily, almost painfully loud.”
«خورشید بعدازظهر با رنگی برنجی بر گنبد طلاکاری شده میتابید.»
“The afternoon sun shone brassily on the gilded dome.”
متداول. به حالتی شدید یا ناخوشایند، به ویژه در مورد صدا، اشاره دارد. 'Harshly' میتواند در مورد بسیاری از صداها به کار رود، در حالی که 'brassily' به طور خاص کیفیت صدای سازهای بادی برنجی را تداعی میکند، که اغلب به معنای لحنی تند یا بلند است.
Common. Describes a severe or unpleasant manner, especially of sound. 'Harshly' can apply to many sounds, while 'brassily' specifically evokes the sound quality of brass instruments, often implying a strident or loud tone.