در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
با اعتماد به نفس و شجاعت، بدون ترس یا تردید عمل کردن.
In a confident and courageous way, without fear or hesitation.
«او با جسارت مستقیماً با مشکل روبرو شد.»
“She boldly confronted the problem head-on.”
«آنها با شجاعت از رودخانه خطرناک گذشتند.»
“They boldly crossed the dangerous river.”
روزمره. در موقعیتهای جسارت و مقابله با خطر جایگزین boldly میشود. مثلا «او شجاعانه با چالش روبهرو شد» مشابه است. بیشتر برای شجاعت در شرایط سخت کاربرد دارد.
Everyday. Can replace 'boldly' in contexts about courage and facing danger. For example, 'She bravely faced the challenge' works similarly. Used especially for courage in difficult situations.
روزمره. مشابه است اما confidently روی اعتماد به نفس تأکید دارد و boldly جنبه ریسکپذیری هم دارد. مثلا «او با اعتماد به نفس سخنرانی کرد» متفاوت با «جسورانه سخنرانی کرد» است.
Everyday. Similar in meaning, but 'confidently' emphasizes self-assurance more, while 'boldly' includes risk-taking. 'He confidently gave the speech' differs slightly from 'boldly'.