crave

/kreɪv/
verb (فعل)commonpast (گذشته): cravedpast participle (مفعولی): craved-ing (حال): craving3rd (سوم): craves

فعل — آرزوی شدید داشتن

آرزوی شدید داشتنخواهان بودن

تمایل شدید به چیزی داشتن.

To have a strong desire for something.

«او هر روز تمایل زیادی به شکلات دارد.»

She craves chocolate every day.

«آن‌ها بیش از همه آرزوی موفقیت دارند.»

They crave success above all else.

تفاوت با واژه‌های مشابه
desireخواستن

رایج. در بسیاری از زمینه‌ها برای خواستن عمیق جایگزین است.

Common. Interchangeable in many contexts expressing wanting something deeply.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000