cratch

/krætʃ/
noun (اسم)archaicplural (جمع): cratches

اسم — خورجین

خورجینجایگاه خوراک حیوانات

تنگ یا جایگاه چوبی برای غذا دادن به حیوانات، به‌ویژه در اصطبل.

A wooden manger or crib for feeding animals, especially in a stable.

«اسب از خورجین چوبی در اصطبل تغذیه کرد.»

The horse ate from the wooden cratch in the stable.

«خورجین شکسته را تعمیر کردند تا به گوساله‌ها غذا بدهند.»

They fixed a broken cratch to feed the calves.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000