crash into

crash in·to/kræʃ ˈɪntuː/
crashto collide or fall violentlyintoindicating movement toward the inside or against
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — برخورد کردن با

برخورد کردن باتصادف کردن با

با چیز دیگری با شدت برخورد کردن که معمولاً باعث خسارت می‌شود.

To collide violently with something else, often causing damage.

«ماشین با سرعت زیاد به دیوار برخورد کرد.»

The car crashed into the wall at high speed.

«او در حین دوچرخه‌سواری تصادفا به درخت برخورد کرد.»

He accidentally crashed into a tree while cycling.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000