crapy

cra·py/ˈkræpi/
crapsomething of poor quality-ycharacterized by
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): crapiersuperlative (عالی): crapiest

صفت — بی‌کیفیت

بی‌کیفیتمزخرفگند

کیفیت بسیار پایین یا بد، معمولاً به صورت غیررسمی و شوخی‌آمیز استفاده می‌شود.

Very bad or of poor quality (informal, often humorous or ironic).

«آن فیلم واقعاً مزخرف بود، از آن لذت نبردم.»

That movie was really crapy, I didn't enjoy it.

«روز بدی سر کار داشتم.»

I had a crapy day at work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lousyافتضاح

عامیانه. وقتی کیفیت پایین مدنظر باشد می‌تواند جایگزین crappy شود، مثلاً lousy service و crappy service. هر دو غیررسمی‌اند.

Informal. Can replace 'crapy' when emphasizing poor quality, e.g. 'lousy service' vs. 'crapy service'. Often considered just as casual.

poorضعیف

رسمی یا خنثی. بیشتر در موقعیت‌های رسمی برای جایگزینی crappy به کار می‌رود، مثلاً poor quality product. کمتر حالت غیررسمی دارد.

Formal or neutral. Replaces 'crapy' mostly in formal contexts, e.g. 'poor quality product', but sounds less casual.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000