crappy

crap·py/ˈkræpi/
craptrash or bad-ycharacterized by
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): crappiersuperlative (عالی): crappiest

صفت — بی‌کیفیت

بی‌کیفیتمزخرف

کیفیت بسیار پایین، ناخوشایند یا بد.

Of very poor quality, unpleasant or bad.

«او روز بدی در محل کار داشت.»

He had a crappy day at work.

«این تلفن باتری بی‌کیفیتی دارد.»

This phone has a crappy battery.

تفاوت با واژه‌های مشابه
badبد

غیررسمی. کیفیت منفی کلی؛ 'crappy' غیررسمی و کمی رکیک‌تر از 'بد' است.

Informal. General negative quality; 'crappy' is informal and more vulgar than 'bad'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000