در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گذشته فعل crap؛ خراب شدن یا کار نکردن، یا به صورت عامیانه دفع فضولات
Past tense of crap; to fail or stop working, or to defecate (slang)
«ماشینم وسط جاده خراب شد.»
“My car crapped out on the highway.”
«او به طور اتفاقی مدفوع کرد.»
رایج. رسمی؛ crapped غیررسمی و عامیانهتر است.
Common. Formal; 'crapped' is slang and more casual.