در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بهراحتی عصبانیشدن یا ناراحتشدن؛ داشتن خلق بد.
Easily annoyed or irritated; in a bad mood.
«کجخلق نباش؛ کمی استراحت کن.»
“Don't be cranky; have some rest.”
«او بعد از یک روز طولانی کاری بدخلق بود.»
“He was cranky after a long day at work.”
رایج است. معنای مشابه اما رسمیتر؛ برای افرادی که در موقعیتهای مختلف بهراحتی عصبانی میشوند استفاده میشود.
Common. Similar meaning but more formal; used for people easily annoyed in various situations.
رایج و غیررسمی. مترادف بسیار نزدیک به cranky است و معمولا به جای آن استفاده میشود.
Common and informal. Very close synonym with 'cranky', often used interchangeably for bad-tempered mood.