crashes

crash·es/ˈkræʃɪz/
crashto collide violently-esthird person singular present tense suffix
1verb (فعل)commonpast (گذشته): crashedpast participle (مفعولی): crashed-ing (حال): crashing3rd (سوم): crashes

فعل — برخورد کردن

برخورد کردنتصادف کردن

برخورد شدید یا ناگهانی که معمولاً باعث آسیب می‌شود. (صورت سوم مفرد فعل)

(in third person singular) To collide violently or suddenly, often resulting in damage.

«ماشین با دیوار برخورد می‌کند.»

The car crashes into the wall.

«کامپیوترش اغلب خراب می‌شود.»

He crashes his computer frequently.

تفاوت با واژه‌های مشابه
collidesبرخورد می‌کند

رسمی/غیررسمی. در برخوردهای فیزیکی قابل جایگزین است.

Formal/informal. Interchangeable for physical impacts.

smashesخرد کردن

غیررسمی. تاکید بر تخریب بیشتر از برخورد دارد.

Informal. Emphasizes destruction beyond collision.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): crashes

اسم — تصادف

تصادفبرخورد

برخورد یا حادثه‌ای که معمولاً شامل وسایل نقلیه یا دستگاه‌ها است.

A collision or accident, usually involving vehicles or machines.

«تصادف باعث تأخیر در ترافیک شد.»

The crash caused traffic delays.

«در بزرگراه یک تصادف بزرگ رخ داد.»

There was a big crash on the highway.

تفاوت با واژه‌های مشابه
collisionبرخورد

رسمی. اغلب در تصادفات رانندگی به کار می‌رود.

Formal. Often used in traffic accidents.

accidentحادثه

اصطلاح کلی برای رویداد ناگهانی که خسارت ایجاد می‌کند.

General term for an unexpected event causing damage.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000