crass

/kræs/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): crassersuperlative (عالی): crassest

صفت — بی‌ادب

بی‌ادبچرندپوچ

نادانسته، بی‌حساسیت و بی‌ادب؛ زشت و بی‌پروایی.

Showing a lack of sensitivity, refinement, or intelligence; crude.

«نظرهای بی‌ادبانه‌اش همه را آزرد.»

His crass comments offended everyone.

«نادانسته بود که احساساتشان را نادیده بگیرد.»

It was crass to ignore their feelings.

تفاوت با واژه‌های مشابه
insensitiveبی‌حساسیت

رایج. به معنای نفهمیدن احساسات دیگران است؛ کم‌سنگین‌تر از crass.

Common. Means not understanding others' feelings; similar to 'crass' but less harsh.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000