create problems

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

cre·ate prob·lems/kriˈeɪt ˈprɑbləmz/
phrase (عبارت)common

عبارت — مشکل ایجاد کردن

مشکل ایجاد کردندردسر به وجود آوردن

باعث دشواری‌ها یا وضعیت‌های نامطلوب شدن.

To cause difficulties or unwanted situations.

«تغییرهای دیرهنگام برای همه مشکل ایجاد می‌کنند.»

Late changes create problems for everyone.

«سروصدا می‌تواند در محل کار دردسر درست کند.»

Noise can create problems at work.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000