creased

/kriːst/
creasea line or fold-edpast tense / past participle
adjective (صفت)common

صفت — چین خورده

چین خوردهچروک‌دار

دارای خطوط یا چین‌خوردگی به‌دلیل فشار یا چروک شدن.

Having lines or folds caused by pressing or wrinkling.

«کاغذ پس از تا شدن به شدت چروک شده بود.»

The paper was badly creased after being folded.

«قبل از جلسه تی‌شرت چروک‌دار را اتو کرد.»

He ironed the creased shirt before the meeting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wrinkledچروکیده

متداول. تقریبا قابل جایگزینی برای توصیف پارچه یا پوست با خطوط ناشی از تاخوردگی یا پیری.

Common. Nearly interchangeable in describing fabric or skin with lines formed by folding or aging.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000