creamery

cream·er·y/ˈkriːməri/
creamfatty part of milk-eryplace of business
noun (اسم)commonplural (جمع): creameries

اسم — کارخانه لبنیات

کارخانه لبنیاتدستیاری شیر

محل پردازش شیر و خامه و تولید محصولات لبنی.

A place where milk and cream are processed and dairy products are made.

«او در کارخانه لبنیات محلی کار می‌کند.»

She works at the local creamery.

«کارخانه لبنیات کره و پنیر تولید می‌کند.»

The creamery produces butter and cheese.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000